![]() |
![]() |
|
| بشنو باور نکن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 3:11 توسط یرمیس |
|
|
دانته بزرگ ترین واقع گرا
غورغور غوکها در شبانگاه، و
تقريباً هر سطر از شعر با انرژي و تقلا پيچ و تاب ميخورد. «شعرِ دانته کشمکش دايمي با ابژهاي است که مستلزم فُرم است، کشمکشي سخت با موضوعي سخت.» در مجموع، «واقعيت و خواست، نظم و اقتدار با صلابتِ ابرانسان» جوهرِ سبکِ «کمديا» را پديد ميآورد.
در حقيقت «کمدي الاهي» عکسي از زندهگيي زميني است. جهانِ انساني با تمام گستره و ژرفاي خود در ساختارِ جهان بعد از مرگ گِرد ميآيد و همانجا ميماند: کامل، بدون تحريف، با اينهمه محاط در نظمي ازلي؛ بينظميي امورِ زميني پنهان نميماند يا کاسته و غير مادي نميشود، بلکه با وضوحِ تمام حفظ ميشود؛ با پايهي محکمي در طرحي که آنرا در بر ميگيرد و تا فراز همهي احتمالات بالا ميکشد. آموزه و فانتزي، تاريخ و اسطوره همچون يک کلافِ سردرگم در هم تنيدهاند ... همين که آدمي از پس مرور کلِ کتاب برآيد، صدها بند، با قافيههاي درخشان و تقيد و رهاييي بيوقفه، سبُکيي روياگونهي کمالي را بر ملا ميکنند که مثل رقصِ موجودات غيرزميني بر فراز سرِ ما در پرواز است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 15:58 توسط یرمیس |
|
|
بر ما بنما شبی نظر
آواز شو
من بر تر از اندیشه ام تکرار را رخست زدم تا در میان انعکاس انکار را جرعت دهم
بنگر میان آینه تصویر من تا باز گو مکر و فریب را کند در فاصله بی محتوا بی های هو بی های هو
ای دل فریب عشق را در ابتدا خوردی بدان معصوم هم نادان شده در یک نگاه در یک سبو
ما در جهان آواره ایم مدیون یه ایینه و چند تکه نان و سایه ایم
مایی که در آغاز راه بودیم کنون ... "" در انتهای چاره ایم
اینجا زمان در راس نیست در انتها است در بی خودی است
یک روز بودیم همچو داد حالا سکون و ساکتی است
تغییر کن در لابه لای حرف ها بنگر ببین تدبیر کن
با ما برقص آغاز شو در یک مسیر گستاخ شو شو شو بشو آواز شو در را بکوب و بعد آن تکرار و باز تکرار شو
صف شو بکش بالای شهر خط شو بزن بر روی چند قلب و نگاه و بغض و ننگ ننگ ننگ
حسن هوشیار ــــ عدم عمر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 3:26 توسط یرمیس |
|
|
از منزل کفر تا به دين يک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است
خیام
برخیز با دل به سخن گوش نما ای احساس والا تو مپندار که هست این ابراز در وسعت ما فعل لجاجت گم شد صد ناز و کرشمه صد حیا قافل شد ما در پی معشوق دویدیم همه عمر معشوق طبیعت زده بر پا " همه عمر باز آی که در طبع جهان عریانی است قافل تو مشو که هر چه هست عصیانی است این جا که جهان به نام آن دام زدند یک تکه علاج و یک عدم نادانی است سید حسن هوشیار ــ عدم عمر
و می خواهیم تمام حادثه را گردن یک سایه بیندازیم اما بت درون که می داند
چقدر بیان گر و خموش گزین شده ایم
حسن هوشیار
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 2:23 توسط یرمیس |
|
|
ماده ی ۱۱ - ۱۲ - ۱۳ - ۱۴ - ۱۵ و ۲۵ رو خوب بخونید
متن کامل اعلاميه جهانی حقوق بشر
از آنجائيکه شناسائی حيثيت ذاتی کليه اعضای خانواده بشری و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکيل میدهد،
بعلاوه هيچ تبعيضی به وجود نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سياسي، اداری و قضائی يا بين المللی کشور يا سرزمينی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل، تحت قيمومت يا غير خود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلی محدود شده باشد
ماده پنجم احدی را نمیتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاری قرار داد که ظالمانه و يا بر خلاف انسانيت و شئون بشری يا موهن باشد. ماده ششم هر کس حق دارد که شخصيت حقوقی او در همه جا بعنوان يک انسان در مقابل قانون شناخته شود ماده هفتم همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون تبعيض و بالسويه از حمايت قانون برخوردار باشند، همه حق دارند در مقابل هر تبعيضی که ناقض اعلاميه حاضر باشد و بر عليه هر تحريکی که برای چنين تبعيضی بعمل آيد بطور تساوی از حمايت قانون بهرهمند شوند. ماده هشتم در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق بوسيله قانون اساسی يا قانون ديگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع مؤثر به محاکم ملی صالحه را دارد ماده نهم احدی نمیتواند خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد شود. ماده دهم هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوايش به وسيله دادگاه مستقل و بی طرفی، منصفانه و علناً رسيدگی بشود و چنين دادگاهی درباره حقوق و الزامات او يا هر اتهام جزائی که به او توجه پيدا کرده باشد اتخاذ تصميم بنمايد. ماده يازدهم ١ـ هر کس که به بزهکاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتيکه در جريان يک دعوای عمومی که در آن کليه تضمينهای لازم برای دفاع او تأمين شده باشد تقصير او قانوناً محرز گردد. ٢ـ هيچ کس برای انجام يا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب، آن عمل به موجب حقوق ملی يا بينالمللی جرم شناخته نمیشده است محکوم نخواهد شد، بهمين طريق هيچ مجازاتی شديد تر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق میگرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد. ماده دوازدهم احدی در زندگی خصوصي، امور خانوادگي، اقامتگاه يا مکاتبات خود نبايد مورد مداخلههای خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نبايد مورد حمله قرار گيرد، هر کس حق دارد که در مقابل اينگونه مداخلات و حملات مورد حمايت قانون قرار گيرد ماده سيزدهم ١ـ هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نمايد ٢ـ هر کس حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک نموده يا به کشور خود باز گردد ماده چهاردهم ١ـ هر کس حق دارد که در برابر تعقيب، شکنجه و آزار پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای ديگر پناه اختيار کند ٢ـ در موردی که تعقيب واقعاً مبتنی بر جرم عمومی و غير سياسی يا رفتارهای مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمیتوان از اين حق استفاده کرد ماده پانزدهم ١ـ هر کس حق دارد که دارای تابعيت باشد ٢ـ احدی را نمیتوان خود سرانه از تابعيت خود يا از حق تغيير تابعيت محروم کرد ماده شانزدهم ١ـ هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هيچگونه محدوديت از نظر نژاد، مليت، تابعيت، يا مذهب با همديگر زناشوئی کنند و تشکيل خانواده دهند، در تمام مدت زناشوئی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج، دارای حقوق مساوی میباشند ٢ـ ازدواج بايد با رضايت کامل و آزادانه زن و مرد واقع شود ٣ـ خانواده رکن طبيعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمايت جامعه و دولت بهره مند شود ماده هفدهم ١ـ هر شخص منفرداً يا بطور اجتماع حق مالکيت دارد ٢ـ احدی را نمیتوان خود سرانه از حق مالکيت محروم نمود ماده هيجدهم هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود، اين حق متضمن آزادی تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادی اظهار عقيده و ايمان میباشد، و نيز شامل تعليمات مذهبی و اجرای مراسم دينی است، هر کس میتواند از اين حقوق منفرداً يا مجتمعاً بطور خصوصی يا بطور عمومی برخوردار باشد ماده نوزدهم هر کس حق آزادی عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد ماده بيستم ١ـ هر کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعيتهای مسالمت آميز تشکيل دهد ٢ـ هيچ کس را نمیتوان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد ماده بيست و يکم ١ـ هر کس حق دارد که در اداره امور کشور خود، خواه مستقيماً و خواه با انتخاب نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد ٢ـ هر کس حق دارد با تساوی شرايط، به مشاغل عمومی کشور خود نائل آيد ٣ـ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است، اين اراده بايد بوسيله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و بطور ادواری صورت میپذيرد، انتخابات بايد عمومی و با رعايت مساوات باشد و با رأی مخفی و يا طريقهای نظير آن انجام گيرد که آزادی رأی را تأمين نمايد ماده بيست و دوم هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنيت اجتماعی دارد و مجاز است بوسيله مساعی ملی و همکاری بينالمللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصيت او است با رعايت تشکيلات و منابع هر کشور بدست آورد ماده بيست و سوم ١ـ هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نمايد، شرايط منصفانه و رضايت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بيکاری مورد حمايت قرار گيرد ٢ـ همه حق دارند که بدون هيچ تبعيضی، در مقابل کار مساوی، اجرت مساوی دريافت دارند ٣ـ هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضايت بخشی ذيحق میشود که زندگی او و خانوادهاش را موافق شئون انسانی تأمين کند و آنرا در صورت لزوم با هر نوع وسائل ديگر حمايت اجتماعی تکميل کند ٤ـ هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با ديگران اتحاديه تشکيل دهد و در اتحاديهها نيز شرکت کند ماده بيست و چهارم هر کس حق استراحت و فراغت و تفريح دارد و به خصوص محدوديت معقول ساعات کار و مرخصیهای ادواری با اخذ حقوق را ذيحق میباشد ماده بيست و پنجم ١ـ هر کس حق دارد که سطح زندگانی او سلامتی و رفاه خود و خانوادهاش را از حيث خوراک و مسکن و مراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تأمين کند و همچنين حق دارد که در مواقع بيکاري، بيماري، نقص عضو، بيوگی، کهولت سن يا در تمام موارد ديگری که بعلل خارج از اراده انسان وسائل امرار معاش از دست رفته باشد از شرايط آبرومندانه زندگی برخوردار شود ٢ـ مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی برخوردار شوند، کودکان چه بر اثر ازدواج و چه بدون ازدواج بدنيا آمده باشند، حق دارند که همه از يکنوع حمايت اجتماعی برخوردار شوند ماده بيست و ششم ١ـ هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهرهمند شود، آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعليمات ابتدائی و اساسی است بايد به صورت رايگان باشد، آموزش ابتدائی اجباری است، آموزش حرفهای بايد عموميت پيدا کند و آموزش عالی بايد با شرايط تساوی کامل بروی همه باز باشد تا همه بنابر استعداد خود بتوانند از آن بهرهمند گردند ٢ـ آموزش و پرورش بايد طوری هدايت شود که شخصيت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزاديهای بشر را تقويت کند، آموزش و پرورش بايد حسن تفاهم، گذشت و احترام عقايد مخالف و دوستی بين تمام ملل و جمعيتهای نژادی يا مذهبی و همچنين توسعه فعاليتهای ملل متحد را در راه حفظ صلح تسهيل نمايد ٣ـ پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به ديگران اولويت دارند ماده بيست و هفتم ١ـ هر کس حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند، از فنون و هنر ها متمتع گردد و در پيشرفت علمی و فوائد آن سهيم باشد ٢ـ هر کس حق دارد از حمايت منافع معنوی و مادی آثار علمي، فرهنگی يا هنری خود برخوردار شود ماده بيست و هشتم هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماعی و بين المللی حقوق و آزاديهايی را که در اين اعلاميه ذکر گرديده است تامين کرده و آنها را به مورد عمل گذارد ماده بيست و نهم ١ـ هر کس در مقابل آن جامعهای وظيفه دارد که رشد آزاد و کامل شخصيت او را ميسر سازد ٢ـ هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزاديهای خود فقط تابع محدوديتهايی است که بوسيله قانون منحصراً به منظور تأمين شناسائی و مراعات حقوق و آزاديهای ديگران و برای رعايت مقتضيات صحيح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است ٣ـ اين حقوق و آزاديها در هيچ موردی نمیتواند برخلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد ماده سیام هيچيک از مقررات اعلاميه حاضر نبايد طوری تفسير شود که متضمن حقی برای دولتی يا جمعيتی يا فردی باشد که بموجب آن بتواند هريک از حقوق و آزاديهای مندرج در اين اعلاميه را از بين ببرد يا در راه آن فعاليتی انجام دهد
شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد
این عکس رو چند روز پیش تو موزهء واشینگتن گرفتم. اشتباه نکنید، آرم مقدس نظام جمهوری اسلامی نیست! که توی تمام سالهای مدرسه و دانشگاه از تقدسش برامون میگفتن. این آرم "سیکها"ی هندیه که اجداد بنیانگذار جمهوری اسلامی هستند. وقتی اینو توی موزه دیدم خشکم زد و حیفم اومد که شما نبینین. حالا فکر میکنم اونهایی که هنوز به تقدس آرم روی پرچم جمهوری اسلامی اعتقاد دارند راحتتر بتونن به برداشتن آرم قوم "سیک" از روی پرچم ایران فکر کنن
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 19:44 توسط یرمیس |
|
|
اگر تاریکی شما را آزار می دهد دلیل بر بهتر بودن روشنایی نیست یرمیس
باید دید تفاهیم انسانی تا چه حد برتر از اندیشه های بیانی هستند " تمام تفکرات بدون پایه و اساس وقتی مقابل نیرویی قوی تر قرار می گیرند سر خم می کنند و نمی توانند تحمل بار سنگین حملاتی که به آنها وارد می سازد را سر خوش خنده و تبسم هایی بزرگانه قرار دهند یکی از افرادی که پوزه ی بسیاری از بزرگان قرن را به خاک بی اعتمادی از بیان و تفکر خود مالیده است فردریش نیچه یا همان ابر مرد تاریخ بیان و مکان های انزوا و بی همگی است او با تفاهیمی که از آرایه های مختلف زندگی داشته تا حالا هم که زمان های بسیاری طی شده بر زندگی بشری تاثیری بی نهاید گذاشته و خوشبختانه یا متاسفانه بسیاری از انسان های بزرگ را کوچک و بسیاری از انسان های کوچک را بزرک کرده است " نیچه در بیانات خود تمام دنیا را با قلمی نا چیز به جدال دعوت می کند و بدون این که هیچ انگیزه ای از خنده یا تمسخر در بیاناتش باشد خیلی جدی و بدون پرده دهان تمام دشمنان ذهنیت هایش را می بندد این پست تقدیمی است به دوست دارانه تنهایی و تاریکی " کسانی که می دانند بسیاری از اطرافیانشان کوتوله هایی احمق اند که تنها برای مردن زندگی می کنند و هیچ هدفی جز به انتها رساندن روزشان ندارند
گرد آوری مطالب از سید حسن هوشیار ـ یرمیس اثیم
«به سراغ زنها مىروى، تازيانه را فراموش نكن»
تاثیرات
نيچه پس از خود قريب نيم قرن تأثيرگذار بود. موسولينى بنيادگذار فاشيسم، آثار نيچه را بسيار مى خواند: هيتلر مجموعه اى از آثار نيچه را در ملاقات تاريخى شان در برنر در سال ۱۹۳۸ به موسولينى اهدا كرد. خود نازيها در تبليغاتشان به كرات از اصطلاحات و تعابير نيچه از قبيل ابرانسان (يا ابرمرد) و اراده معطوف به قدرت استفاده مى كردند. هم فاشيست ها و هم مخالفانشان او را نماينده فلسفه فاشيست مى انگاشتند و اين طى چند نسل در برداشت هايى كه از فلسفه نيچه مى شد اثر منفى گذاشت. اما نيچه ناسيوناليسم يا مليت پرستى آلمانى و يهود ستيزى را به باد استهزاء مى گرفت و گرچه خودش آلمانى بود پيوسته تعميم هاى خشنى در مورد آلمانها انجام مى داد، از جمله اين تعميم: آلمانى ها به اين سر واقف اند كه چگونه به دور از درايت و معرفت و احساس، ملال آور باشند. به علاوه مردم آلمان را به خاطر يهودستيزى شان ملامت مى كرد و خودش را رهاى از يهودستيزى مى شمرد. آيا مى توان باور كرد كسى كه با قلم و زبان تند و آتشين خود به انتقادهاى بنيادين از فلسفه و فرهنگ و مليت پرستى هاى عصر خويش مى پردازد انديشه اش مؤيد اعمال و آرمانهاى نازيها و فاشيست ها باشد اما به هر روى انديشه هايش ولو در ظاهر اين استعداد را داشته است كه سخت مورد سوء فهم يا سوء استفاده قرار گيرد.
برنارد شاو نيز از اين تأثير دورنماند و حتى يكى از نمايشنامه هايش انسان و ابرانسان (۱۹۰۵) نام داشت. برنارد شاو برآن بود كه كل فكر و فلسفه نيچه در سه سطرى كه شكسپير در دهان ريچارد سوم گذاشت بيان شده است: « وجدان چيزى نيست مگر واژه اى كه انسانهاى جبون و بزدل براى بيمناك نگاه داشتن انسانهاى قوى ساخته اند. بازوان نيرومندمان وجدان ما و شمشيرهايمان قانون ما است! »
شاعر پيشرو انگليس ويليام باتلر ييتس پس از مطالعه آثار نيچه كه از ۱۹۰۲ آغاز شد در سير شعر گفتنش دچار تحول و تغيير جهت قابل ملاحظه اى شد.
در ميان شاعران آلمانى هم مى توان از راينه ماريا ريلكه و استفان گئورگه نام برد و از ميان رمان نويسان از توماس مان و هرمان هسه.
در ميان نويسندگان فرانسوى كه از نيچه تأثير پذيرفته هم مى توان از آندره ژيد، آندره مالرو، آلبر كامو و ژان پل سارتر نام برد.
شايد بتوان گفت نيچه پس از كارل ماركس اگر بتوان اصولاً او را فيلسوف خواند بيش از هر فيلسوف ديگرى بر نويسندگان اروپايى تأثير داشته است.
تأثير نيچه حتى به قلمرو موسيقى هم رسيد و از باب نمونه ريشارد اشتراوس سمفونى اى براساس كتاب چنين گفت زرتشت نيچه ساخت.
از اين رو مى توان گفت نيچه در فرهنگ اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم تأثير بسيار داشته است.
در حقیقت تنها یک مسیحی واقعی وجود داشتهاست که او نیز بر بالای صلیب کشته شد فردریش نیچه
با دیگران بودن آلودگی می آورد فردریش نیچه
نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است فردریش نیچه
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است فردریش نیچه
« فلسفه عبارت است از آفریدن ارزشهای نو » فردریش نیچه
جهان چیزی جز آنچه هست نیست، و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست فردریش نیچه
زن همسرش را به این دلیل ترک نمی کند که با آنچه او برایش فراهم کرده است ، احساس خوشبختی نمی کند بلکه به این خاطر او را ترک می کند که از نظر احساسی تامین نمی شود. مرد برای اینکه عشق اش را به زن نشان دهد ، از بلندترین کوهها بالا می رود ، در عمیق ترین دریاها شنا می کند و از کویر برهوت می گذرد. با این حال زن او را ترک می کند برای اینکه مرد هیچوقت در خانه نبوده است ! فردریش نیچه
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود فردریش نیچه
برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت فریدریش نیچه
سنجیدگی و هنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و سبکسری است؟ چرا آنان باید به دنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه هنر بزرگ او دروغگویی و مهم ترین مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟ فریدریش نیچه
کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند فریدریش نیچه
مریم و عیسی مسیح و دودمانشان از شیطان در پناهند
به اعتقاد مسیحیان خداوند در قالب یک انسان درآمد (جسم پوشید) و بارفتن بر روی صلیب گناهان انسانها را پاک کرد و هرکه به مسیح ایمان بیاورد نجات یافتهاست
هنگامی که مادر مریم، مریم را به دنیا آورد و دانست که او دختر است، به روایت قرآن چنین گفت: «چون فرزند خویش بزاد، گفت: ای پروردگار من، این که زاییدهام دختر است- و خدا به آنچه زاییده بود داناتر است- و پسر چون دختر نیست. او را مریم نام نهادم. او و فرزندانش را از شیطان رجیم در پناه تو میآورم.»
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 2:52 توسط یرمیس |
|
|
در غم ما روز ها بیگاه شد روز ها با سوز ها همراه شد
مولانا
چقدر برای چیدن سیب بالای درخت وقت مانده ؟ بجنب حرکت کن بیا بپذیر بیراهه ای که من برایت ساخته ام
انگشتان فکر کودکانه ات را به من بسپار
باور کن و برقص لول بخور عرق کن و خیس شو
مجسمه
جسم خاک از عشق در افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد
مولانا
دیگر برای شنا کردن نیازی به آب ندارم " وقتی عقل نباشد " وقتی شعور نم کشیده باشد " وقتی حیا قهر کرده باشد و ارتباط ملموس باشد همه شنا گر می شوند ـ یرمیس
هدیه ای تازه
دنیای من بوی لزج عرق تن دختری باکره گرفته و زبانم از داغی آغوشش سوخته
یک سیب یک تصمیم یک حقیقت یک روال
پوست ایمانم ترکیده است ناخن های اعتقادم را کشیده ام قلبم سواد ندارد امضا بلد نیست تعهد نمی دهد
لبانم مزه ی شور دروغ می دهند و گردن نجابتم را یک زن مکیده است
من از نور وام می گیرم هرچه خنده هم دارم می دهم تا اندکی در سایه ی تاریک گناه لم دهم
جوانه ی شعورم یخ بسته
تمام احساسم تمام عشقم چون آلتی آویزان است و مدتی است که جدیدا پرده ی حیا دریده شده و من به انتهای زمان نعشگی فکر نمی کنم
حسن هوشیار ـــ بعد از قبل
آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد در نیک یا بد " ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند
نیچه
در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام
مولانه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط یرمیس |
|
|
به من بپیوند تا با هم برقصیم زندگی سرشار از پوچی است و بدان که هیچ کس گناه ما را نمی فهمد به آغوش من بیا تا با هم باشیم و بعد هر کس به راه خود
یرمیس اثیم
جهان از چیز هایی تشکیل شده است که گاها می توان بسیار منتقی آن ها را ندیده گرفت " از کودکی در پی نجویدن سیب ما را از پشت دیوار ترسانده اند که اگر سیبی که در دستانمان هست را بجویم باید در آن طرف دیوار در انتظار جهنمی ابدی باشیم کسانی که به حرف های خودشان فکر می کنند می فهمند که زندگی چیزی پوچ و بی مایه است " چیزی که کاملا مشخص است این می تواند باشد که ما برای رفتن به بهشت به این دنیا نیامده ایم نکته ای دیگر این است که خداوند از تمام اتفاقات با خبر است پس این بدان معنی است که تنها او می داند چه کسی چه می شود و از پیش خداوند می داند که چه کسی بهشتی است و چه کسی جهنمی " پس این دنیا که با نام مستعاری زندگی خوانده می شود تنها یک بازی بیش نیست حالا مثالی می زنیم : ما یک آکواریم داریم بزرگ و جا دار " یک موش هم داریم و می دانیم که خواه یا نا خواه این موش را باید بکشیم چون موجودی است کثیف " اما قبل از این که این کار را کنیم داخل آکواریومی که داریم دالان ها و چرخ و فلک هایی طراخی می کنیم تا ببینیم موش کثیف ما چگونه این مراحل را طی می کند و خود کناری می نشینیم و نگاه می کنیم موش شروع می کند و خوب جایی هم تمام و ما خیلی محترمانه موش را گرفته و می کشیم این یعنی زندگی " بدنیا می آییم که بمیریم " برای ما که بجز پوچی چیزی را نمی فهمیم تنها یک راه برای اثبات خداوند است و آن هم نطفه ایست که ما را به وجود اورده است وگر نه خداوندی هم وجود نداشت از این جا می توان پی برد که تنها و تنها خداوند است و بس و دیگر تمام چیز ها بهانه ای بیش نیستند برای سر گر دان کردن ما بهشت و جهنم تنها یک وعده بیش نیستند که به انسان ها داده شده است تا بتوان بر انها حکومت کرد
یرمیس اثیم
|